بینی بزرگ

دردربارقاجار،رسم این بود که شاهزاده ها،تحت نظارت لیلی تربیت میشدند اما ازآنجا که هر دوره تعداد آنها زیاد میشد.مسئولیت ونگهداری چند پسر بچه به عهده یک لیلی گذاشته میشد ودر هر دسته ازاین بچه ها،یک یادو شاهزاده بزرگتر نیز مسئول میشدند تا بچه ها سر به راه باشند واز دستورات لیلی سرپیچی نکنند.یکی از این لیلی هامردی مظلوم وبسیار ساده دل بود که اتفاقا بینی بزرگی داشت.یک روز که بچه ها آلوچه میخوردند،یکی از آنها بینی لیلی رانشانه گرفت وهسته آلوچه را به طرف او پرت کردو چیزی نگذشت که سیل هسته هایی که ازطرف شاهزاده هابه بینی آن بیچاره پرتاب شد،اندازه بینی آورا چند برابر کرد.لیلی نزد شاه رفت وشکایت کرد.شاه هم یکی از پسرهای بزرگتر را نزدخود فرا خواندو از او توضیح خواست وبا عصبانیت گفت:این چه بازی است که سر لیلی درآورده اید؟ 

پسرگفت:قربان،نمیتوان به بچه ها گفت که آلوچه نخورند وهسته آن رادور نیندازند.شما باید به لیلی بگویید که چرا بینی تو اینقدر بزرگ است که از هرطرف بچه ها هسته پرت میکنند، به بیتی تو میخورد.



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/٩ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : محمدحسین عزیزی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.